۱۰ جمله معروف سنگنوردی

خیلی از ما روزهایی که بهمراه دوستان و هم باشگاهی ها میریم سنگنوردی، درواقع نقش حمایتچی، انگیزه دهنده، مربی و … رو ایفا میکنیم. در این شرایط یکسری دیالوگ و جملات بین افراد رد وبدل میشه که برای من خیلی جالبه و دوست داشتم با شما هم به اشتراک بزارم. نکته جالب این جملات اینه که خیلی به زبان یا فرهنگ خاصی تعلق ندارند و در واقع یک خرده فرهنگ ورزشی جهانی رو شامل میشن. سعی کردم ده تا از جمله ها رو براتون مثال بزنم که از شماره ده شروع میکنم.

ده: پودر بزن! در واقع یه جمله امری به صعود کننده است، در حالیکه او دچار نوعی سر درگمی در صعود شده و تمامی اشکال سنگی شبیه به گیره بر روی مسیربا عجله لمس میکنه و از حرکات و حالت بدنی او میشه فهمید که در حرکت قفل شده.

نه: دقت کن! این جمله هم کاملا در هماهنگی مطلب قبلی است و نوعی روحیه دادن انگیزشی از طرف دوستان و حمایتچی  به فرد صعودکننده است. در زمانیکه حمایتچی بیشترین توجه رو به میزان طناب آزاد داره و در تلاش برای محاسبه میزان حمایت دینامیک صعود کننده است تا حداقل دینامیک  و یک حمایت عالی رو اجرا کنه.

هشت: به نظر من به گیره میرسی! به احتمال زیاد آلبرت انشتن هم در زمان پایه گذاری تئوری نسبیت  دیالوگ بین صعود کننده و حمایتچی رو شنیده بوده و بواسطه اون تئوریش رو اثبات کرده. زمانیکه صعود کننده از قدی بودن مسیر شکایت میکنه ولی حمایتچی با قاطعیت کامل در دسترس بودن گیره بعدی رو به اون گوشزد میکنه.

هفت: ببین میتونی دو دست کنی! در واقع نوعی همفکری و نظر دادن درمورد اجرای تکنیک و عبور از کراکس مسیر به حساب می آید. از جملات دیگری هم استفاده میشه، برای مثال ضربدر بزن، دینامیک برو برای گیره بعد و…

شش: حواست باشه! این کلمه بیشتر از طرف صعود کننده ادا میشه که میتونه معانی زیادی داشته باشه، مثلا میتونه آخرین کلمه قبل از پاندول شدن باشه، دارم اسلینگ میندازم  پس حواست به طناب آزاد باشه و یا طناب رو جمع تر کن و…

پنج: از همون گیره اسلینگتو بنداز! زمانیکه حمایتچی احساس خطر میکنه و از صعود کننده میخواد که طنابش رو از اسلینگ رد کنه. حمایتچی سعی میکنه به نوعی جدیت و انرژی رو به صعود کننده انتقال بده و متعاقبا ازپاندول شدن و انجام حمایت دینامیک هم جلوگیری کنه.

چهار: کسی میخواد این مسیر رو صعود کنه! در واقع نوعی برخورد بزرگوارانه همراه با احترام به نفر بعدی بشمار می آید. ولی بطور خلاصه و دوستانه استفاده بجا از فعل معکوس است برای اینکه مجبور نباشیم مسیری که صعود کرده ایم رو دوباره صعود کرده و اسلینگ هارو جمع کنیم. بخصوص اگر مسیر برروی سقف با رولهایی با فاصله زیاد باشه. در اکثر این مسیرها بیشترین انرژی صرف جمع کردن مسیر میشه تا صعودشون.

سه: فیکس کنطناب بده! این دو جمله مثال کامل هماهنگی بین صعود کننده و حمایتچی است. یک نوع دیالوگ کوتاه ولی مداوم که اگر حین تلاش بر روی یک مسیر سخت با اجرای تک حرکت ها باشه بعد از دهمین تکرار کاملا یکطرفه شده و پاسخی ازطرف حمایتچی داده نمیشود.   

دو: نفس بکش! از این جمله شاید بتوان بعنوان مهمترین راهنمایی نام برد که دوستان و حمایتچی میتوانند به صعود کننده که درگیر حرکات مسیر است بدهند و از اضطراب او در موقع صعود بکاهند.

یک: پاهاتو بیار بالاتر! هر چقدر جمله قبلی باعث ایجاد حس آرامش در صعود کننده میشه، شنیدن این جمله برای صعود کننده که گیره پایی برایش وجود نداره وهر لحظه امکان از دست دادن گیره های دست رو هم حس میکنه اون رو عصبی  میکنه.

این لیست رو کاملا با نظر شخصی آماده کردم و شاید شدت و نوع لحن گفتاری تا حدودی نسبت به فرهنگ منطقه و یا تربیت فردی تغییراتی داشته باشه ولی هدف اصلی به اشتراک گذاشتن زیبایی ها و تفاوتهای رشته سنگنوردی با ورزشهای دیگره و یاد آوری این نکته که گذشته از اینکه چه درجه سختی صعود میکنید سعی کنید از صعودتون لذت ببرین و یادتون باشه همیشه ایمن صعود کنید.     

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *